اختصاصی/ رضا حسن زاده : هواداران از منصوریان و است اختصاصی/ تسلیت و همدردی خانواده ناصر حجازی به محمد اختصاصی/ نامجو مطلق: باید به منصوریان فرصت داد/ تع اختصاصی/ حمایت پیشکسوتان استقلال از سرپرست جدید

اختصاصی/ رضا حسن زاده : هواداران از منصوریان و استقلال حمایت کنند

اختصاصی/ تسلیت و همدردی خانواده ناصر حجازی به محمد پنجعلی

اختصاصی/ نامجو مطلق: باید به منصوریان فرصت داد/ تعویض ها اشتباه بود

اختصاصی/ حمایت پیشکسوتان استقلال از سرپرست جدید

اختصاصی / غفارمنش : استقلال بهتر از این می شود ؛ ب اختصاصی/ حمایت برومند از رحمتی اختصاصی/ پورحیدری: با یک برد مشکلات حل می شود اختصاصی/ رضا افتخاری را بیشتر بشناسید

اختصاصی / غفارمنش : استقلال بهتر از این می شود ؛ باید منصوریان را حمایت کنیم

اختصاصی/ حمایت برومند از رحمتی

اختصاصی/ پورحیدری: با یک برد مشکلات حل می شود

اختصاصی/ رضا افتخاری را بیشتر بشناسید

  • آکادمی فوتبال ناصر حجازی
  • مهرام
  • پایگاه اطلاع رسانی هواداران استقلال
ليگ برتر جام خليج فارس
ليگ برتر جام خليج فارس
بوندسلیگای آلمان
سری آ ایتالیا
لیگ برتر انگلیس
لیگ فوتسال
فرانسه لوشامپيونه
لالیگای اسپانیا
  • آوای آبی پوشان
کد : 747-9      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۵ مهر | ساعت: 17:11   تعداد بازدید : 1260

سلطان غمگین دروازه ها و اندوهی بی پایان

کارت شناسائی

 

کارت شناسائی
ناصر حجازی، 22 ساله، متولد 22 آذر سال 1328 در تهران، دروازه بان تیم فوتبال تاج و تیم ملی فوتبال ایران، دانشجوی سال اول رشته انگلیسی مدرسه عالی ترجمه، دارای 4 خواهر و 1 برادر، فرزند سوم خانواده، 84/1 متر قد، 75 کیلو وزن، اولین دیدار ملی در سال 1348 در ترکیه و در برابر تیم ملی فوتبال ترکیه، 6 بازی در تیم ملی جوانان، 6 بازی در تیم ملی، عنوانهای قهرمانی: قهرمان مسابقات فوتبال آموزشگاه های ایران در سال 1348 در تهران، قهرمان مسابقات فوتبال باشگاه های آسیا در سال 1349 با تیم باشگاه تاج در تهران، قهرمان مسابقات فوتبال جام عمران منطقه ای با تیم ملی ایران در سال 1349، عنوان سوم مسابقات فوتبال جام باشگاه های آسیا در سال 1350 در بانکوک، قهرمان مسابقات فوتبال جام باشگاه های تهران در فصل 50 – 49، 2 بار قهرمان مسابقات فوتبال جام میلز در سالهای 48 و 49 در هند.
من دیگر به سوی آن تک درخت دور افتاده ای که در یک بعد از ظهر زیبای بهاری با هم به آنجا رفتیم و هم چون دو کبوتر عهد بستیم نخواهم رفت.
حجازی را نظیر اکثر دروازه بانان بزرگ یک حادثه به فوتبال کشاند و بی تردید اگر به فوتبال روی نکرده بود در ورزش نخستینش بسکتبال حالا یکی از چهره های امید ما در این ورزش و در سطح ملی بود.
دیده اید گاه اوقات آن رویاهای شیرین و زندگی بخش روزهای کودکی چطور در جوانی پوچ و غیب می شوند و چه درد و غمی در دل خانه می کند اگر این رویاها پایه های محبتی صمیمانه در آن سالها و بعد عشقی پر شکوه باشند؟...
... و به این خاطر او را مرد غمگین فوتبال نام داده اند نه در زندگی عادی نه در گفتگوها و نه در میدان بازی هیچ کجایی دوست ندارد خنده بر لب داشته باشد و به همین خاطر است همیشه در عکسهایش هم چهره ای مغموم و گرفته دارد. خودش می گوید: نه دیگر هرگز... و در عوض بیش از پیش درس و فوتبال همه دلبستگی من خواهند بود.
سالهای زیادی نیست که از تولد حجازی در فوتبال ما می گذرد ولی طی همین مدت کم او طوری شایستگی خود را در کارش به نمایش گذارد که اکنون مرد شماره یک و بی چون وچرای دروازه های فوتبال ما است و بی تردید سالها خواهد گذشت تا اینکه بار دیگر دروازه بانی چون او داشته باشیم.
قدت بلنده بیا بسکت!
حجازی را نظیر اکثر دروازه بانان بزرگ یک حادثه به فوتبال کشاند و بی تردید اگر به فوتبال روی نکرده بود در ورزش نخستینش بسکتبال حالا یکی از چهره های امید ما در سطح ملی بود.
او از دبیرستان ابومسلم بسکتبال را شروع کرد و به قول خودش بچه ها گفتند قدت بلنده بیا بسکت! و در همان سال اولی که این ورزش را شروع کرد به خاطر استعداد بسیار جسمانی اش عضو تیم بسکتبال مدرسه شد و کلاس سوم دبیرستان بود که با دیگر بسکتبالیست های محلشون چون داود حداد و جلال شهمیرزادی که حالا هر یک از جمله سرشناسان ورزش بسکتبال هستند دسته جمعی به تیم بسکتبال باشگاه پولاد رفتند و با پیراهن این باشگاه در مسابقات باشگاهی تهران شرکت کردند.
کلاس چهارم بود که با همین تیم پولاد فصل خوبی را در مسابقات بسکتبال باشگاهی پایتخت پشت سر گذاردند و به مقام چهارم رسیدند. سال بعد حجازی مدرسه اش را تغییر داد و به دبیرستان سینا رفت در دبیرستان سینا هم از آغاز تیم فوتبال مدرسه با یک تیم محلی در زمین شماره 4 اکبر آباد مسابقه داشت حجازی هم مثل خیلی از بچه های علاقمند دیگر مدرسه برای دیدن این مسابقه به ورزشگاه اکبر آباد رفته و کنار زمین مسابقه را تماشا می کرد ولی تیم مدرسه به طور غیر منتظره ای در این مسابقه و تا قبل از بیست سی دقیقه آخر شش هفت گل از دست داد. ناراحتی این گلهای از دست رفته به قدری همه را در بر گرفته بود که معلم ورزش مدرسه آقا دستگاه حسین دستگاه نویسنده کیهان ورزشی همانطور نگران دنبال راه حلی می گشت و با چشمانش بی هدف این ور و آن ور را نگاه می کرد. ناگهان نگاهش روی حجازی خیره ماند... چند لحظه بعد صدای فریاد مانندش بلند شد:
هی ناصر تو قدت بلنده بدو برو تو دروازه!
به قول خود حجازی همین حرف آقا دستگاه با چند تا توپ خوبی که او در باقی مدت بازی گرفت و یک کم پچ و پچ بچه ها شوخی شوخی او را دروازه بان تیم مدرسه کرد!
دروازه بان ثابت تیم مدرسه
از همان روز دروازه بان ثابت تیم فوتبال مدرسه شد ضمن اینکه عضویتش را در تیم بسکتبال مدرسه نیز همچنان حفظ کرد.
به کمک آقا دستگاه دبیر ورزش دبیرستان سینا که حجازی او را نخستین مربی فوتبال خود می داند خیلی زود در کار دروازه بانی جا افتاد و اسم در کرد در سال 1348 در مسابقات فوتبال قهرمانی بخش او و دیگر بچه های تیم دبیرستان سینا تا مرحله نهایی پیش آمدند در آخرین دیدار تیم دبیرستان کارون حریف آنها بود و دیدار این دو تیم شکل خاصی یافته بود اگر حجازی و دوستانش حریف را مغلوب می کردند یا نتیجه مساوی به دست می آوردند تیم دیگری تیم دبیرستان وحید به مقام قهرمانی می رسید و در صورت باخت به کارون این تیم خود به مقام قهرمانی دست می یافت.
بچه های تیم کارون که سرشناسانی چون غلام وفا خواه، جواد رمزی، محمد یوسف زاده، خسرو هاتفی، منصور ضرابی و حسین بشر دوست بودند از قبل کرکری عجیبی برای تیم سینا و خاصه حجازی می خواندند با این گفته که در دیدار سرنوشت خود 7، 8 گل حجازی را میهمان خواهند کرد.
حجازی خودش می گوید با وجودیکه تیم ما ظاهرا از نظر نفر از تیم کارون ضعیف تر بود اما کرکری آنها بدجوری رو بچه ها و روی روحیه آنها اثر گذاشته بود خلاصه درست پیش از بازی بچه ها را کشیدم کنار و گفتم: بیایید طوری بازی کنیم که ثابت شود آنچه که آنها گفته اند به جز یک مشت حرف پوچ هیچ چیز دیگری نیست و خود من نیز با عزم و اراده ای عجیب قدم به زمین گذاردم.
اونهاییکه می خواستند 7، 8 گل به من بزندد در 45 دقیقه اول واقع مستأصل شدند چون به هر شکلی توپهای آنها را در جلوی دروازه من مهار می کردم! خنده تون می گیره اما به خدا بعد از وقت اول در مدت استراحت همان توپچی های مغرور به سراغ من و دیگر بچه ها آمدند... که بابا شما که اول نخواهید شد ترا به خدا اجازه فقط یک گل را به ما بدهید! حتی دبیر ورزش آنها به سراغ من آمد و قول می داد هر چه که بخواهم برایم درست می کند فقط اگر اجازه یک گل را بدهم!
بهترین بازی که انجام دادم
در 45 دقیقه دوم دروازه من به خاطر جرأت استحکام بیشتری داشت و تا پنج دقیقه آخر نتیجه مساوی یعنی نتیجه ای که موجب دور ماندن حریفان مغرور ما از عنوان قهرمانی می شد باقی بود خلاصه دم آخری به یکی از بچه ها گفتم برو به اون گلزنهای خودخواه بگو اگر از آن همه ادعا های پوچ قبل بازی خود پند گرفته و پشیمان هستید برای قهرمان شدن شما حاضر به ترک دروازه هستم.
به هر حال با فشار فراوان بچه های خودمان یک دقیقه بعد به بهانه پا درد دروازه ام را ترک کردم و آنها با 2 گلی که در همان مدت کم زدند به مقام قهرمانی دست یافتند اما همون بازی بهترین بازی عمر من بودو حتی هنوز در مسابقات دیگری که داشته ام نتوانسته ام به اوج قدرتی که در آن روز داشتم دست یابم.
طی همون مسابقه بود که مسئولان تیم فوتبال بخش با مشاهده بازی استثنائی و خیره کننده حجازی او را به عنوان دروازه بان شماره یک تیم فوتبال بخش برگزیدند و مدت کوتاهی بعد با همون تیم به اولین سفرش به گرگان رفت. در بازگشت از گرگان بود که یک خبر در روزنامه نظر او را جلب کرد:
- برای عضویت در تیم ملی فوتبال جوانان جهت شرکت در مسابقات جوانان آسیا در بانکوک بهترین فوتبالیست های متولد سالهای 1328 و 1329 برگزیده خواهند شد.
برای دیدن مسئولین انتخاب کننده تیم ملی جوانان یک روز بعد از ظهر به زمین شماره سه شهباز محل تمرین تیم ملی جوانان رفت داود نصیری، محمد بیاتی و رایکوف مسئولین انتخاب کننده نفرات بودند.
حجازی آرام و ساکت در گوشه ای از زمین ایستاد و شاهدبازی دیگر بچه ها شد تا اینکه نوبت به خود او رسید. ده دقیقه آخر بازی بود که او را درون یکی از دروازه ها فرستادند. روی چند کرنر او با چند شیرجه استثنائی همه نظرها را به سوی خود جلب کرد و به مجرد پایان تمرین رایکوف او را صدا کرده گفت:
- پسر بیا اینجا ببینم... تو متولد چه سالی هستی؟
- 28 آقا
- من تو رو انتخاب می کنم از امروز به بعد مراقب باش سر تمرینات مرتب بیایی.
اما همون لحظه آقا نصیری با صدای قاطع و همیشگی اش گفت:
- نه! ما متولدین 29 را می خواهیم... نه 28!
خلاصه اون روز اندکی سر حجازی بحث شد تا اینکه دست آخر آقا بیاتی یواشکی حجازی را کشید گوشه ای و به او تأکید کرد که تو انتخابی خیالت راحت باشد.
عضویت در تیم آموزشگاه های تهران
درست همزمان با تمرینات تیم ملی جوانان، حجازی و مهدی عسکرخانی به عنوان دروازه بانان تیم منتخب آموزشگاه های تهران جهت شرکت در مسابقات آموزشگاه های ایران که در تهران انجام می گرفت برگزیده شدند در این مسابقات او در 3 دیدار از جمله مسابقه فینال بین تهران و شیراز بازی کرد و تیم بدون آنکه حتی یک گل هم از دست بدهد به مقام قهرمانی رسید باز هم شکوه بازی او در روز فینال رایکوف را که به عنوان مربی تیم ملی جوانان برگزیده شده و در آن مسابقه حضور داشت بر آن داشت که یکبار دیگر انتخاب او را برای تیم ملی جوانان تأکید کند و از روز بعد حجازی رسما به جرگه برگزیدگان تیم جوانان پیوست و سر تمرینات حضور یافت.
اما از شانس بد با وجود همه جلب نظری که با کارش نموده بود در تمرینات آسیب دید و به جای او رضا قفل ساز دروازه بان اهوازی برای تیم برگزیده شد تیم به بانکوک رفت و با عنوان سوم بازگشت و مدت کوتاهی بعد حجازی از آسیب دیدگی کتف کاملا رهایی یافته بود باز هم یکروز خبری در روزنامه نظر او را به خود جلب کرد:
- عسگر خانی، مالکی و قفل ساز به عنوان دروازه بانان تیم ملی برگزیده شدند.
با خواندن این خبر خیلی زود به سراغ رایکوف مربی تیم ملی رفت و بی مقدمه از عدم انتخاب خود گله کرد:
- موسیو رایکوف شما گفتید من بهتر از همه هستیم حالا چطور حتی جزو سه نفر هم انتخاب نشده ام.
- ولی کتف تو آسیب دیده بود.
- خیلی خوب حالا خوب شده است.
- از فردا بیا تمرین ببینم چی می شه!
در تمرینات تیم ملی محمد بیاتی مسئول تمرین دروازه بانان و انتخاب آنها بود و در پایان تمرینات او و قفل ساز را به عنوان دروازه بانان تیم ملی برگزید و تیم به عنوان تیم تهران برای انجام چند مسابقه عازم شوروی شد.
نخستین سفر خارجی
در شوروی در هر 4 مسابقه تیم تهران حجازی دروازه بان ثابت تیم بود و مجموعا طی این 4 بازی 12 گل خورد! خودش علت این ناکامی غیر منتظره را کم تجربگی و عدم آشنائی کامل با دیگر بچه ها می داند و به جز این رفتار بد چند تن از آنها در طول بازی با او.
خودش می گوید یک دروازه بان باید در طول بازی با مدافعین خود حرف بزند آنها را در عقب جلو کردن کمک کند با این فکر در همان مسابقات یکبار برگشتم به یکی از بازیکنان چیزی گفتم با عصبانیت در جوابم گفت:
- ساکت شو جوجه!
راستی می دونید اون اوائل کارم آنقدر جوجه جوجه شنیدم که واقعا گاهی اوقات قصد ترک فوتبال را داشتم. اما می دونید همونهاییکه تو شوروی به من جوجه می گفتند 3 تا از گلها را خودشون وارد دروازه کردند! خلاصه هیچی از شوروی که برگشتیم برای جام عمران منطقه ای سال 48 به ترکیه رفتیم. دروازه بانان منتخب برای تیم ملی من و عسگرخانی بودیم. بازی اول مقابل پاکستان به تصدیق همه حتی روزنامه ای اینجا و اونجا من و کلانی بهترین چهره های زمین بودیم اما روز دوم جلوی ترکیه گل اول را روی آفساید گیری اشتباه همان مدافعین جوجه بگو خوردم 2 گل دوم و سوم را هم جان توپچی بزرگ ترکها از دفاع رد کرد و گل چهارم را روی اشتباه خودم از دست دادم! طول یک نیمه 4 گل! واقعا سرسام آور و دردناک بود.
شکست سرسام آور در ترکیه
وقتی استراحت سراغ عسگر خانی رفتم و گفتم: ببین این نیمه 4 گل خورده ام اگه وقت دوم هم 4 گل بخورم نابود خواهم شد بیا این نیمه را تو در دروازه بایست اما اونیز ناراحت از نتیجه ای که به دست آمده بود گفت:
- اقلا یه کاری بکن دو تامون خراب نشیم، بگذار فقط یکی فدا بشه!!
و خلاصه نیمه بعد را هم خودم ایستادم به هر حال آنهاییکه شاهد آن بازی بودند دیدند که بچه شکل بود. اما متأسفانه یکی از بچه ها... به جز طعنه های بسیاری که همونجا به من زد و مدام اصلی را برخم کشید به تهران هم که آمدیم مصاحبه کرد و گفت:
- گلها را حجازی از میان پاهایش از دست داد و گناه اصلی این شکست گردن اوست!
ولی آیا به راستی اینطور بود و آیا من شایسته چنین رفتاری آن هم از جانب دوستانم بودم؟!
همین شایعه پردازیها موجب شد که مردم هم دست بگیرند:
- ترکها چکارت کردند!...
آیا به راستی این شایسته یک دروازه بان جوان و پر امید تیم ملی است آیا باز هم برای او روحیه ای باقی خواهد ماند؟
علی دانائی فر مربی وابسته به باشگاه تاج که در همان سفر به ترکیه همراه تیم ملی بود همانجا قراردادی برای عضویت با باشگاه تاج با حجازی به مدت 2 سال منعقد کرد و در بازگشت حجازی پیراهن باشگاه قبلی اش نادر را به در آورد و عضو باشگاه تاج شد و اولین بازیش را هم در تاج در همان فاصله نزدیک بازگشت از ترکیه با تیم پاکستان کرد که تاج 1 – 3 پیروز شد.
عنوانهای قهرمانی حجازی
حجازی طول عضویتش در تاج دوبار در مسابقات جام میلز هند یکبار در مسابقات جام باشگاه های آسیا و یکبار در مسابقات جام باشگاه های تهران به مقام قهرمانی رسید و با تیم ملی به جز فتح مسابقات جام عمران منطقه ای سال پیش در تهران در مسابقات جام کورش بزرگ نیز به مقام قهرمانی رسید که گذشته از این پیروزیها به عنوان دروازه بان شماره یک جام نیز برگزیده شد.
وی به جز 6 دیدار ملی خود 6 دیدار نیز با تیم ملی جوانان انجام داده که ازجمله مسابقات جوانان آسیا در فیلیپین در سال 1970 را باید نامبرد که در یک چهارم نهائی تنها با یک پنالتی ایران مقابل کره مغلوب شد.
حجازی مربیانش را حسین دستگاه، هویدا (مربی تیم نادر) و محمد بیاتی و رایکوف می داند و به جز دیدار تیم دبیرستانش سینا با کارون، مسابقه خود را با تیم ملی جوانان در مسابقات جام دوستی سال 1348 مقابل تیم زسکا مسکو که نتیجه مساوی بدون گل بدست آمد، یکی دیگر از بهترین بازیهای طول عمر خود می داند.
دنیای ورزش – شنبه 6 شهریور 1350
 

۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ پرستو صالحی :منصوریان همیشه محبوب است ؛ همه از او حمایت می کنیم
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی / اردشیر شیرکول: ناصرخان اسطوره بی بدیل استقلال بود و فقدانش برای فوتبال ایران ضایعه ای غیر قابل جبران است
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ لطفی : حداقل تا نیم فصل باید فرصت دهند ؛ منصوریان مربی با دانشی است
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ برای کرمانشاهی در امر قضاوت آرزوی موفقیت داریم
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی / منصور پورحیدری: استقلال دو تا بازی نتیجه نمی گیرد همه کارشناس می شوند/ منصوریان با قدرت به کارش ادامه می دهد
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ حجازی : استقلال از فرصت یک ماه استفاده کند
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ حمایت استقلالی ها از منصوریان در برنامه ۹۰ ؛ رای منفی با رقبا بود‌
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ منصوریان برنامه تعطیلات را مشخص کرد
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی/ شایعه اولتیماتوم به منصوریان
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد | اختصاصی / منصوریان مربی بسیار خوبی است و درصورت حمایت لازم موفق خواهد شد
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha